بیوگرافی حرفهای
مسیر محمدعلی پورصمدی از مهندسی تا معاملهگری حرفهای
من محمدعلی پورصمدی متولد ۱۳ اسفند ۱۳۷۲ هستم. در این صفحه روایت کاملتری از مسیرم در بازارهای مالی را میخوانید؛ مسیری که از تحصیل در مهندسی شروع شد و به معاملهگری حرفهای، آموزش ساختارمند و تیمسازی تخصصی رسید.

خط زمانی مسیر حرفهای
بیوگرافی حرفهای
من محمدعلی پورصمدی متولد ۱۳ اسفند ۱۳۷۲ هستم. در این صفحه روایت کاملتری از مسیرم در بازارهای مالی را میخوانید؛ مسیری که از تحصیل در مهندسی شروع شد و به معاملهگری حرفهای، آموزش ساختارمند و تیمسازی تخصصی رسید.
این تایملاین، نسخه کاملتر همان روایت صفحه اصلی است؛ در هر مقطع تلاش کردهام علاوه بر رویداد، منطق تصمیمگیری، چالشها و خروجی عملی مسیر را هم روشن کنم.
جزئیات کامل هر مقطع
تحصیل مهندسی برق و ورود سطحی به بورس ایران
در سالهایی که موفقیت را بیشتر در رشتههای مهندسی تعریف میکردند، مسیر من در برق و الکترونیک شکل گرفت. همزمان بورس ایران را دنبال میکردم و خیلی زود فهمیدم بازار مالی با تصمیمهای هیجانی جلو نمیرود. همین درک اولیه باعث شد از همان ابتدا نگاه من از «درآمد سریع» به «ساخت مهارت حرفهای» تغییر کند.
ورود جدی به فارکس و عبور از چالش منابع محدود
در فضای بدبینی عمومی نسبت به فارکس، با منابع فارسی محدود وارد مسیر حرفهای شدم. بخش مهمی از محتوای موجود سطحی بود و پاسخ مسائل واقعی اجرا را نمیداد. آن دوره با مطالعه عمیق، آزمونوخطای کنترلشده و تمرین روزانه گذشت و زیرساخت ذهنی و انضباطی مسیر آینده من را ساخت.
تغییر رشته به ICT و ورود به برنامهنویسی
به دلیل علاقه جدی به فناوری، مسیر تحصیلی را به ICT تغییر دادم تا علاوه بر تحلیل بازار، معماری نرمافزاری و طراحی سیستمهای معاملاتی را هم عمیقتر بفهمم. این تغییر باعث شد بتوانم بین تحلیل، اجرا و ابزار پلی عملی بزنم؛ پلی که بعدا در توسعه اکسپرتها نقش تعیینکننده داشت.
تثبیت سودآوری و شروع جدی توسعه اکسپرت
در این مقطع، سودآوری برای من به حالت باثباتتری رسید و توسعه اکسپرتها را بهصورت جدی با همتیمیهای هممسیر ادامه دادیم. از سمت دیگر، پروژه کارشناسی با موضوع نقش ICT در پیشبرد بازارهای مالی بینالمللی (فارکس) تعریف شد تا مسیر پژوهش و اجرا کنار هم پیش برود.
مهاجرت ناموفق به آمریکا و بازتعریف مسیر
پس از تجربه مهاجرت ناموفق و فشار روانی جدی، مسیر با تمرکز دوباره روی استراتژیهای شخصی ادامه پیدا کرد. این مرحله برای من یک بازتعریف حرفهای بود: تمرکز روی کیفیت اجرا، سادهسازی تصمیمگیری و تبدیل تجربهها به محتوای آموزشی رایگان و کاربردی.
ضبط دوره جامع و شکلگیری ویژن تیم معاملهگری
با توجه به نیاز واقعی بازار، دوره جامع معاملهگری را در ۹۰ جلسه ضبط کردم تا کیفیت آموزش وابسته به زمان و مکان نباشد و خروجی قابل اتکا شکل بگیرد. همزمان ایده تیم معاملهگری حرفهای از یک تصویر ذهنی به مسیر اجرایی نزدیک شد؛ یعنی آموزش صرف به همکاری عملی تبدیل شد.
شکلگیری تیمهای حرفهای و کشف استعدادها
از سال ۹۹ به بعد، بخشی از دانشجویان به تیمهای حرفهای رسیدند و همکاریهای عملی شکل گرفت. تمرکز امروز من روی آموزش اثرگذار، کشف استعدادهای واقعی و ساخت سودآوری مولد در همکاریهای بلندمدت است؛ با تاکید روی انضباط، مدیریت ریسک و تسلط عمیق بر یک سبک مشخص.
شروع مسیر و سالهای اولیه
سال ۱۳۸۹ برای من نقطه شروع رسمی بود. مثل بسیاری از همنسلیهایم، مهندسی برق و الکترونیک گرایش مخابرات را انتخاب کردم، چون فضای آن سالها اینطور القا میکرد که مسیر موفقیت فقط از این راه میگذرد.
در کنار تحصیل، بورس ایران را هم دنبال میکردم. ابتدا نگاه من هم بیشتر شبیه یک ماجراجویی بود؛ اما خیلی زود فهمیدم بازار مالی برخلاف شعارهای سادهسازیشده، یک حرفه جدی و سخت است.
بین سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۱ با فارکس آشنا شدم. در آن دوره، هم نگاه اجتماعی نسبت به فارکس منفی بود و هم منابع فارسی معتبر کم بود. بخش زیادی از آموزشهای موجود، سطحی و بدون ساختار بود.
همین محدودیتها باعث شد مسیر من روی مطالعه عمیق، تمرین مستمر و آزمونوخطای واقعی شکل بگیرد. از همان سالها یاد گرفتم اگر قرار است در این مسیر بمانی، باید عمیقتر از بقیه بخوانی و دقیقتر از بقیه اجرا کنی.
از ICT تا توسعه ابزارهای معاملاتی
در سال ۱۳۹۲، به خاطر علاقه جدی به فناوری و برنامهنویسی، مسیرم را به ICT تغییر دادم. هدفم این بود که بازار را فقط از زاویه تحلیل تکنیکال نبینم و درک نرمافزاری و سیستمی هم پیدا کنم.
در همان سالها، با دوستان همفکر که همزمان در بازار فعال بودند، مطالعهها و تمرینهای مشترک داشتیم. سود و ضرر همزمان وجود داشت، اما مهمتر از نتیجه کوتاهمدت، یادگیری کنترل هیجان و ساخت انضباط بود.
سال ۱۳۹۵ نقطه بلوغ مهمی بود: سودآوری برای من تثبیت شد و همزمان کار جدی روی اکسپرتهای معاملاتی شروع شد. توسعه سیستمهای خودکار و نیمهخودکار کمک کرد اجرای استراتژیها دقیقتر و قابل سنجشتر شود.
عنوان پروژه کارشناسی من در خرداد ۱۳۹۵ هم نشاندهنده همین مسیر بود: نقش ICT در پیشبرد بازارهای مالی بینالمللی (فارکس). این مسیر تحقیق و توسعه تا امروز متوقف نشده است.
نقطه عطف ۱۳۹۶ و بازگشت قدرتمند
در سال ۱۳۹۶ برای مهاجرت به آمریکا اقدام کردم. خانواده ویزا گرفتند اما من در همان بازه بهدلیل محدودیتهای ایجادشده برای ایرانیان موفق نشدم. این اتفاق فشار سنگینی داشت و مسیرم را تغییر داد.
بعد از بازگشت، بهجای توقف، روی استراتژیهای شخصیام متمرکز شدم و به تولید گسترده محتوای آموزشی رایگان پرداختم. در طی سالها بیش از ۱۵۰ هایلایت اینستاگرام با هزاران استوری آموزشی منتشر شد تا مسیر یادگیری برای عموم سادهتر و دسترسپذیرتر شود.
دوره جامع، تیم معاملهگری و مسیر امروز
در سالهای ۱۳۹۷ تا ۱۳۹۸ به دلیل تقاضای بالا برای آموزش، ابتدا کلاسهای حضوری برگزار شد، اما خیلی زود مشخص شد که مدل حضوری برای کیفیت پایدار و تمرکز حرفهای روی ترید کافی نیست.
به همین دلیل دوره جامع معاملهگری را در ۹۰ جلسه از صفر تا صد ضبط کردم؛ دورهای که هدف اصلی آن تربیت معاملهگر حرفهای بود، نه صرفا فروش آموزش.
از سال ۱۳۹۹ به بعد، بخشی از دانشجویان وارد سطح حرفهای شدند و تیمهای واقعی شکل گرفتند. امروز تمرکز من بر کشف و همکاری با معاملهگران مستعد است تا در کنار هم تیمی باهوش، منضبط و مولد ساخته شود.
در نهایت، خلاصه تجربه شخصی من در معاملهگری این است: تمرین روانشناختی مداوم، دستکارینکردن حجم منطقی معاملات، و تسلط عمیق روی یک سبک معاملاتی مشخص.
جمعبندی تجربه معاملهگری
- معاملهگری پیش از هر چیز تمرین مستمر خودکنترلی روانی است.
- حجم معامله نباید خارج از منطق مدیریت ریسک دستکاری شود.
- تسلط عمیق روی یک سبک معاملاتی مشخص، از پراکندگی روشها مهمتر است.
برای محمدعلی پورصمدی، معاملهگری فقط یک شغل نیست؛ یک فلسفه زندگی مبتنی بر انضباط، تمرین و توسعه مداوم است.





